عصرانه

پسرا با باباشون رفتن فوتبال. تلویزیون داره سریال قصه های جزیره را پخش می کنه. من هم پای لپ تابم هستم و در حال تایپ پست جدید برای وبلاگم. این سریال رو واقعا دوست دارم. اگر بارها و بارها ببینی باز هم تازه است.

از شنبه کلاس زبان شروع می شه. این ترم ساعت کلاسم رو عصر انتخاب کردم. یک ربع به 5 تا 8 شب.

اولین باره که این ساعت رو انتخاب کردم. امیدوارم شلوغ و احیانا کسل کننده نباشد. راستش رو بخواهید من هیچ وقت این ساعت در کلاس نبودم. از دوران ابتدایی تا دانشگاه. همیشه از کلاسهای این ساعت پرهیز می کردم.

خدا کند تجربه خوبی باشه برام.


حالا این راز روانشناسی را داشته باشید:


 

 

وقتی کسی حالش بده ، بهش چی بگیم؟

وقتی کسی حالش بده بهش نگید

ای بابا اینم می گذره ،

نگید درست می شه،

نخواهید با جوک های مسخره بخندونیدش

نمی خواد بخنده. خنده اش نمیاد غصه داره. می فهمین؟ غصه.

براش از فلسفه ی زندگی حرف نزنین.

از انرژی مثبت و مثبت باش و به چیزهایی که داری فکر کن حرف نزنید

وقتی کسی ناراحته اصلا این شما نیستین که باید حرف بزنین.

شما در حقیقت باید حرف نزنیدباید دستش رو بگیرید. بغلش کنید. تو چشم هاش نگاه کنید. براش چایی بریزید. 

براش یک چیزی که دوست داره بریزید یا بپزید.

بذارید جلوش. بعد حرف نزنید. بذارید اون حرف بزنه و شما گوش کنید.

هی فکر نکنید باید نظریه صادر کنید و نصیحت کنید.

فکر نکنید اگه حرف نزنید خیلی اتفاق بدی می افته.

شما جای اون آدم نیستید.

شما زندگی اون آدم رو از وقتی به دنیا اومده زندگی نکردید.

پس نظریه ها و حرف هاتون به درد خودتون می خوره

بله. دستش رو بگیرید. بغلش کنید. سکوت کنید.

.اگه دلش خواست خودش حرف می زنه

 

میلاد در میلاد

همیشه از اینکه تولد همسرم و سالروز آزاد سازی و فتح خرمشهر با هم تقارن دارن

خوشحالم. می دونید چرا؟

یکی از دلایلش اینه که هیچ وقت تاریخ تولد همسرم را فراموش نمی کنم . چون از یک هفته قبل، صدا و سیما مدام این روز را یاد آور می شوند. از طرف دیگه فتح خرمشهر  همیشه مایه مباهات بنده بوده است.

همینجا به همه کسانی که در این فتح عظیم سهیم بودند دست مریزاد عرض می کنم. 

امسال تولد همسرم به میلاد فرخنده دیگری هم پیوند خورده است و آن هم میلاد خجسته دخت نبی اکرم(ص)

فاطمه زهرا (س) است.

 این تقارن میمون خاطره فراموش نشدنی دیگری را برای من زنده می کند.

 سال 81 به مکه مشرف شدم، در اون سال تولد خودم با تولد حضرت علی(ع) متقارن شده بود.

همه این تقارن ها را به فال نیک می گیرم.

امیدوارم  مراحم این بزرگواران پیوسته شامل حال من و خانواده و شما عزیزان باشد.

خدایا دست ما از دامن اهل بیت کوتاه مباد!!!!!

امروز از جهت دیگر هم خوشحالم.

امتحان فاینال ترم 302 را هم گذروندم و تا 2 هفته دیگه که ترم جدید شروع بشه یه نفسی خواهم کشید.

19 خرداد و 20 تیر مسابقات تنیس روی میز داریم که بنده بعنوان سرپرست فنی منطقه .... انتخاب شدم.

خیلی خوشحالم. برای من بعنوان اولین تجربه خیلی مهم است.


خدایا شکرت بخاطر این همه مهربونی هات که نصیبم کردی.

راستی 26 خرداد هم ،خودم قراره تو مسابقه تنیس روی میزی که از طرف بسیج ناحیه ..........برگزار می شود شرکت کنم. از حالا دلهره دارم.

خدا را شکر فعلا کلاس زبان انگلیسی ندارم و می تونم برم باشگاه های مختلف و تمرین کنم.