مدرسه ها وا شده
هفته اخر شهریور به عروسی گذشت. پسر برادرم، پسر برادر شوهرم و دو تا از پسر عمه های شوهرم. هیچکدومش خوب نبود. مخصوصا عروسی پسر برادرم که به بستری شدن مادرم در بیمارستان به ما زهر شد.
یه ماهه که مادرم آپاندیسشو عمل کرده ولی هنوز درد داره. برای همین دوباره بستریش کردن.
مدرسه ها و دانشگاه ها باز شدن. دیروز یکی از بچه ها رو روونه دانشگاه و یکی رو روونه مدرسه کردم. تا یادم نرفته بگم که امیر حسین مهندسی صنایع واحد تهران شمال و همین رشته رو بصورت مجازی در دانشگاه خواجه نصیر قبول شد.
خودش دانشگاه ازاد رو انتخاب کرد ما هم قبول کردیم.
امسال بعنوان مربی ورزش تو یه مدرسه غیر انتفاعی پذیرفته شدم. دوشنبه ها و سه شنبه ها باید برم مدرسه.
از شما چه پنهون که دلهره و استرس زیادی دارم. مربی باشگاه بودم اما مربی مدرسه نبودم تا حالا.
در اخر از شما می خوام برای همه مریضا خصوصا برای مادرم دعا کنید.
Photo: Amir Hoseien is going to university

دوستان سلام. به وبلاگ من خوش آمدید.