تعویض گواهی نامه
سرما خوردم. گلوم بدجوری می سوزه. تصمیم گرفتم دکتر نرم و با خوردن شلغم و لیمو شیرین مداواش کنم. تا خدا چه خواهد.
برای فردا شب شام، بهترین دوستم رو با خانوادش دعوت کردم. می خوام اردک و باقلا پلو با گوشت درست کنم ولی باقلا ندارم!!!. چه کنم؟
نباید طبق معمول تا موسسه زبان پیاده می رفتم . مریضیم بدتر شد تا بهونه ای باشه شام رو از رستوران تهیه کنیم.
دو ماه پیش رفتم به دفتر پلیس + 10 که تو میدون سرو هس تا تغییر آدرس خونه رو بعد از سه سال اعلام و ثبت کنم که چشمم به برگهایی افتاد که حاوی اطلاعات لازم برای تمدید گواهی نامه بود. یکیش رو برداشتم. دقیقا 2 ماهه دیگه تا پایان اعتبار 10 ساله گواهی نامه ام باقی مونده بود.
طبق برنامه ریزی با حال نزار امروز، با همه مدارکی که تو برگه تمدید گواهی نامه ذکر شده بود به دفتر پلیس + 10 مراجعه کردم. پیش بینی می کردم مسئول مربوطه شوکه بشه و کلی تحسینم کنه که مدارک کامل و بی نقصه.
اما زهی خیال باطل.
می دونستم که رو هیچ چیز نمی شه تو این مملکت حساب کرد اما نمی دونم چرا اینقدر مطمئن بودم. مسئول باجه 4 گفت: خانم هزینه ها تغییر کرده. برید بانک و مبالغ اضافه شده رو به حساب واریز کنید.
منو میگی مونده بودم هاج و واج. اخه همین الان از بانک می اومدم.
چشمات باید توسط دکتری که مورد تایید پلیس هس معاینه بشه. چقدر خوبه که ازمون ایین نامه و رانندگی رو تکرار نمی کنن.
برای معاینه چشم وقت گرفتم بعد رفتم بانک. با وجودیکه احساس کردم چشم چپم کمی دیر جهت ها رو تشخیص می ده اما خدا رو شکر سلامت چشمم رو پزشک تایید کرد.
مدارکی که الان دیگه کامل بود رو به مسئول مربوطه تحویل دادم. روی هم 40 هزار تومان برام اب خورد.
الان فقط یه رسید تحویل گواهی نامه دستمه بجای گواهی نامه تا اصلش برسه دستم. یکی می گفت دو ماه طول می کشه تا بیاد در خونه. دو ماه؟ اونم تو عصر نانو تکنولوژی.
بخدا می سپارمتون.
عکس: نمایی از دماوند، روستای جزین مازندران.

دوستان سلام. به وبلاگ من خوش آمدید.